نگارش: فريدالدين رادمهر اقتباس از پژوهشنامه
عرفان را ميتوان نوعى از شناخت معنا کرد که درکنار ساير طرق معرفت، قصد شناسائى برخى ازحقايق را دارد که آن را به ادوات و اسباب خاصّى ممکن الحصول ميداند(١) از آن حيث که بحقايق توجّه ميکند با دين نسبت مى يابد امّا اين نسبت به معناى احاطه بر دين نيست ، يعنى نه عرفان تمام دين است و نه دين فقط به عرفان اکتفا ميکند. امر بهايى نيز از اين بابت ، چونان ساير اديان با عرفان نسبت دارد ولی مانند ساير اديان، نبايد آن را فقط يک مکتب عرفانى انگاشت زيرا امر بهائى با فلسفه نيز نسبت دارد و در عين حال به حلّ مسائل کلامى نيز مى پردازد و در همان موقع، ازشريعت و فقه و قانون نيز ياد ميکند و در کنار اينها به مسائل علوم انسانى ازقبيل جامعه شناسى، مردم شناسى و اقتصاد و روانشناسى رغبت دارد بدون آنکه با ساير مسائل علوم تجربى نيز بيگانه باشد. مقصود اين است که با آنچه در سطور زير نقل ميشود فقط به بخشى از دين بهائى توجّه خواهد شد. يعنى اين مقاله قصد تعمّق در فهم نسبت امر بهائى با عرفان را دارد بدون آنکه تعمّداً مايل باشد که از ساير جنبه هاى امر بهائى که ريشه در معارف بشرى دارد، غفلت کند و يا از منزلت آنها بکاهد.
چند نمونه از کلیپهای بهایی